|
سند زيارت مقدس عاشورا
آنچه از متن زيارت عاشورا و دعاى علقمه تقديم گرديد ، بر اساس نقل شيخ طوسى در كتاب « مصباح المتهجّد » از محمّد بن خالد طيالسى ، از سيف بن عميره ، از صفوان بن مهران ، از امام صادق عليهالسلام و از علقمة بن محمّد حضرمى از امامباقر عليهالسلاممىباشد .[1] جمعى از بزرگان در مورد اثبات صحّت اين سند به تفصيل سخن گفتهاند كه فقط اشاره مىكنيم : 1 . مرحوم حاج ميرزا ابوالفضل تهرانى ، متوفاى 1316 ق . كه به تفصيل در اين رابطه سخن گفته است .[2] 2 . آية اللّه حاج شيخ نصراللّه شبسترى قدسسرهكه در حدود 50 صفحه پيرامون سند آن بحث كرده است .[3]
3 . آية اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى ، از مراجع تقليد كه در پاسخ استفتايى به تاريخ 28 / ع 1 / 1428 ق . به خط شريف خود به تفصيل بحث كرده و اثبات كرده كه كه طريق شيخ طوسى به كتاب محمّد بن خالد طيالسى صحيح ، مورد وثوق و همگى از بزرگان اماميه و مورد اعتماد هستند ، و سند در نهايت اعتبار است .[4]
همسو با قرآن
برخى از روشنفكر نماها در مورد زيارت عاشورا از نظر محتوا ترديد كرده گفتهاند : در زيارت عاشورا افرادى به نام و افرادى به وصف لعن شدهاند ، در حالى كه پيشوايان ما اهل لعن نبودند ! ! در پاسخ بايد گفت :آيا پيشوايان ما راهى به جز راه قرآن مىپيمودند ؟ آيا قرآن كريم افرادى را به اسم و افرادى را به وصف لعن نكرده است ؟ در قرآن كريم 37 بار واژه لعن به خدا نسبت داده شده ، به افراد و گروههايى چون : ابليس ، كافران ، دروغگويان و ستمگران لعن شده است .[5] در موردى به حضرت داود و حضرت عيسى[6] و در مواردى به فرشتگان و ديگران نسبت داده شده است .[7]
همسو با سنّت
بر اساس روايات معتبر كه در كتب اهل سنّت به سند صحيح رسيده ، پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم افرادى را به نام و افرادى را به وصف لعن كرده ، كه از آن جمله است : 1 . حكم بن ابىالعاص ، كه پيامبر او را و نسلش را لعن كرد .[8] 2 . ابوسفيان ، كه معاويه دستش را گرفته از مسجد بيرون برد ، پيامبر اكرم فرمود : خداوند پيرو و پيشرو را لعنت كند .[9] 3. معاويه ، كه ابوذر به وى گفت : از پيامبر شنيدم كه ترا لعن كرد .[10] 4 . مروان بن حكم ، كه عايشه گفت : از پيامبر شنيدم كه فرمود : منظور از « شجره ملعونه » در قران : پدرت حكم و پدر بزرگت : ابوالعاص مىباشد .[11] پس محتواى زيارت عاشورا كه لعن به ستمگران ، خاندان ابوسفيان ، خاندان مروان ، خاندان زياد و ديگر ستمگران مىباشد ، دقيقاً با قرآن كريم و سيره پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم منطبق مىباشد .
[1] . شيخ طوسى ، مصباح المتهجّد ، ص 777 . [2] . تهرانى ، شفاء الصّدور فى شرح زيارة العاشور . [3] . شبسترى ، اللّؤلؤ النّضيد ، ص 23 ـ 71 . [4] . استفتاء شماره : 4383 ، تاريخ ورود به دفتر 30 / 1 / 86 . [5] . سوره ص ، آيه 78 ؛ سوره احزاب ، آيه 64 ؛ سوره نور ، آيه 7 ؛ سوره هود ، آيه 18 . [6] . سوره مائده ، آيه 78 . [7] . سوره آلعمران ، آيه 87 . [8] . حاكم ، مستدرك صحيحين ، ج 4 ، ص 481 . [9] . ابن ابى الحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 79 . [10] . احمد حنبل ، المسند ، ج 4 ، ص 421 . [11] . سيوطى ، الدّر المنثور ، ج 4 ، ص 191 .
|